Description
بخشی از متن کتاب:سیگار از دستم افتاد.. در عین ناباوری، چیزی را میدیدم که باور نداشتم.خودش بود.. مثل همیشه زیبا، با موهای بلند و سیاه چون شلاقی آویزان بر شانههایش.. لبانی سرخ و چشمانی با مژههای بلند و مشکی..زیباییش بیهمتا بود. وقتی به چشمانم خیره میشد، مستم میکرد.نزدیک شد. با دستان کشیده و ظریفش، گردنم را لمس کرد. انگشتانش را روی گوشها و گردنم حرکت داد و به صورت و لبم نزدیک کرد.تمام تنم از عرق خیس شد و هیجان حضورش ضربان قلبم را زیاد کرد.عطر خوشبو و دلفریب همیشگیاش را زده بود. همان عطری که از فرسنگها دورتر میشناختم و سویش میدویدم..مرا در آغوش کشید و لبهایش را به گردنم چسباند.دلم زبان خیسش را میخواست. میخواستم خیسیاش را روی گردنم حس کنم و در عطش رسیدن لبهایش به لبهایم بمیرم.از بوی تنش مست بودم و از خواهش همآغوشیاش لبریز…







Reviews
There are no reviews yet.